
سلام من امیدوارم حال همتون خوب باشه و همیشه سالم و سلامت باشین و توی تمامه مراحله زندگیتون
موفق باشید
اگه بدونه مقدمه میرم سر اصل مطلب منو ببخشین من میخواستم بگم این آخرین پسته منه میخواستم وبم رو
ببندم ولی پشیمون شدم
ولی دیگه روزای آخر اصتراحتمه میخواستم اگر چه پارسال نتونستم ولی امسال سعی خودم رو کنم تا
دانشگاه قبول شم
اگر بدی از من دیدین منو حلال کنید راستی اگه ما رو قابل دونستین برام دعا کنید من هیچ وقت
دوستی با شما رو فراموش نمیکنم شما بهترین دوستایه ی زندگیم بودین
خیلی دوستتون دارم اما بعد از کنکور دوباره برگردم البته الان هم سعی میکنم بهتون سر بزنم ولی دیگه
مثل اول نمیتونم بهتون سر بزنم آپدیت هم نمیتونم کنم خوب دیگه بیش از این وقتتون رو نگیرم
دوستاره همتون نیما
.
نوشته شده توسط نیما در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 16:28 موضوع | لینک ثابت
مطمئن باش و برو...ضربه ات کاری بود... و چه زشت..... دل من سخت شکست...!!! به من و زندگی ام خندیدی...به من و... عاشقی پاک پر از یاد تو بود...که خیالم می گفت... تا ابد ... مال تو بود...تو برو... برو ... تا راحت تر تکه های دل خود را سرهم بند کنم...!!! ............................................................................................................................................. عاشقی رابر دلم بخشید ورفت عشق رادر قلب من او دیدو رفت من به یادش روز وشب سر می کنم بی وفا اندوه مرا او دیدورفت با سکوتش قلب من دیوانه تر شد بی صدا از پیش من خندید ورفت باران شد زمین از رفتنش اشک را در چشم من او دیدو رفت عشق را در چشم من باور نکرد عشق را در قلب من او دید ورفت ............................................................................................................................................. فردا روز دیگری ست...که بی تو... بر عمر تلف شده ... افزوده میشود... همین روزها...زمان رفتن... فرا میرسد...و من طوری از خیال تو گم میشوم..... که انگار ... هرگز نبوده ام...!!! ............................................................................................................................................. آیا کسی صدای مرا گوش میکند ؟
دیوارهای خانه ی ما گوششان کر است
...آرام گریه می کنی و دم نمی زنی
...گویا همیشه گریه ی تو حرف آخر است
...بشکن هر آنچه باب دلت نیست بی درنگ
...آتش بزن به هرچه که غیر از تو درسر است
...من هم شکایتی ندارم فقط عزیز
...!!!این روزها بدون تو یک جور دیگر است
...!
نوشته شده توسط نیما در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 16:26 موضوع | لینک ثابت
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... 

تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.
........................................................................................................................................
تورا گم کرده ام امروز...
وحالا لحظه هاي من ...گرفتار سکوتي سرد وسنگينند...وچشمانم
که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند ...نمي داني چه غمگينند!!!
چراغ روشن شب بود برايم چشم هاي تو
نمي دانم چه خواهد شد
پر از دلشوره ام... بي تاب ودلگيرم...
کجا ماندي که من بي تو هزاران بار،در هر لحظه مي ميرم...!
........................................................................................................................................
در عرض یک دقیقه می شه یکی رو خورد کرد
در عرض یک ساعت می شه کسی رو دوست داشت
در عرض یک روز می شه عاشق شد
ولی یه عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کنی
نوشته شده توسط نیما در سه شنبه نهم آبان 1385 ساعت 0:37 موضوع | لینک ثابت
وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشقه تو غیر دل هیچی ندارم که بدانم لایق تو دلمو از مال دنیابه تو هدیه داده بودم با تمام بی پناهی به تو تکیه داده بودم هر بلایی که سرم اومد همه زجری که کشیدم همه رو به جون خریدم ولی از تو نبریدم هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تورو دیدم تو سبک شدن تو رویا همه جا به تو رسیدم اگه احساسمو کشتی اگه از یاد منو بردی اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی بدون اینکه دل من شده جادو به طلسمت یکی هست اینور دنیاکه تو یادش مونده اسمت
در دل من کسی است که تا درخشش آخرین ستاره
تا پژمردن آخرین کل و فروافتادن آخرین برگ دوستش دارم.......
اینو هیچ وقت فراموش نکن : تو فرشته روشنی شبهای تاریک منی.
.............................................................................................................
به کوه گفتم عشق چیست؟لرزید
به ابر گفتم عشق چیست؟بارید
به باد گفتم عشق چیست؟وزید
به پروانه گفتم عشق چیست؟نالید
به گل گفتم عشق چیست؟پرپر شد
به انسان گفتم عشق چیست؟
اشک از دیدگانش جاری شد و گفت:
دیوانگیست!!!
اما چه باید کرد که از این راه گریزی نیست.
.............................................................................................................
به کودکی گفتندعشق چیست؟گفت:بازی.
به نوجوانی گفتند عشق چیست؟گفت رفیق بازی.
به جوانی گفتند عشق چیست؟گفت پول و ثروت.
به پیر مردی گفتند عشق چیست؟گفت عمر.
به عاشقی گفتند عشق چیست؟
چیزی نگفت:آهی کشید و سخت گریست.
نوشته شده توسط نیما در پنجشنبه ششم مهر 1385 ساعت 2:29 موضوع | لینک ثابت
به نام دوست که هر چی دارم ز اوست ............................................................................................................................... فریاد عاشقانه فریاد زدم تو را با ناله خواستم*****فریاد زدم تو را با التماس خواستم هر چه فریاد عاشقانه من بلندتر شد*****تو از من دورتر شدی و سرانجام نا امید به کوه زدم به دشت زدم *****به دریا زدم*****شاید تو را کمرنگ تر ببینم دریغ که کوه پژواک نجوای عاشقانه ی من شد ........ دشت برایم گریست......... دریا یاد تو را با هر موجش بی دریغ به من پس داد.......... وعشق تنها عشق*****مرا به وسعت اندوه زندگیها برد وعشق تنها عشق*****مرا برد به امکان یک پرنده شدن ............................................................................................................................... گر مستی چشمان تو گناه است من طالب آن مستی و خواهان گناهم ............................................................................................................................... بودیم و کس پاس نداشت که هستیم***** بگذار نباشیم که بدانند که بودیم ............................................................................................................................... خاطره ی شادیهای امروز***** بزرگترین غمی است که فردا داریم ............................................................................................................................... عشق یک حادثه است وجدایی یک قانون***** پس بیا حادثه ساز و قانون شکن باشیم ............................................................................................................................... ای کاش من خطا نمی کردم ***** دل را به تو آشنا نمی کردم ............................................................................................................................... به تو عادت کرده بودم*****مثل گلبرگی به شبنم****مثل عاشقی به قربت**** مثل مجروحی به مرحم ............................................................................................................................... ای کاش که من خطا نمی کردم*****دل را به تو آشنا نمی کردم کاش آن همه اشک همچون گوهر را*****بر دامن تو بها نمی کردم .............................................................................................................................. به او گفتم برای چه زنده ای گفت برای هیج او گفت تو برای چه زنده ای گفتم برای کسی که برای هیچ زنده است .............................................................................................................................. اگر همسفر عشق شدی مرد سفر باش*****هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش .............................................................................................................................. زندگی همانند قایق شکسته ای بر روی اقیانوس بی کران می باشد که اگر باران آن را به ساحل برساند پیروز شده و اگر نرساند شکست خورده است. 
نوشته شده توسط نیما در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 ساعت 11:24 موضوع | لینک ثابت

خواستم با تو باشم نخواستی
خواستم مونس و یارت باشم نخواستی
خواستم در زندگی هم قدمت باشم نخواستی
خواستم برای همیشه در کنارت بمانم نخواستی
خواستم هم گام و هم نفس روزهای تنهایی ات باشم نخواستی
خواستم پذیرای نگاه مهربانت باشم نخواستی
خواستم قلبم را به یادگار تقدیمت کنم باز هم نخواستی
نخواستی... هیچ کدام را نخواستی
نخواستی
تنها می دانم که باید نوشت
که نوشتن مرا آرام کند
خدایا دیگر نمی دانم چه درست است!!
نمی دانم که آیا این هم باز امتحانی است از سویت؟!
خدایا !!خدایا !!
نمی خواهم.......،دیگرنمی توانم...
می دانم که تنها خود مقصرم.........می دانم
خواهم ایستاد محکم در برابر ناملایمات
اگر خدایا تو را هم نداشتیم،آن وقت چه؟
خدایا،تو این زمونه همه به فکر خویشتن
دیگر قلب ها را نمی توان شناخت...
محبتها،عشقها،همه وهمه خریدنی شدند...
ای کاش
در آن دوران که عشقها واقعی،محبتها وفادار بودند بدنیا آمده بودم
خدایا تنها می دانم که تو بر همه چیز آگاهی
وتنها دل به همین خوش کرده ام
ناامیدم نکن،رهایم نکن،که تنها امیدمی
دستم گیر ویاریم کن
گاهی دوست می دارم دیوانه باشم،
هیچ درک نکنم،نفهمم...
در دنیای خویش،آزادانه...وای خدایا چه لذتی...در دنیایی زیستن که کسی از آن خبرنداشته باشد
نمی دانم تا کی باید عاشق بود...باید پنهان کرد،عشق را...
دروازه دل را بست و قفل جاودانه بر آن زد
مبادا باز این دل دیوانه سر برآورد ودوباره عاشق شود
آسمان آبی،نسیم بهاری،اما دل من غمگین است،
بهار آمد...دل من زمستان است،
تنهایی ام را با که قسمت کنم،....،نمی دانم؟
بغضهای دل را با که بگویم،....،نمی دانم؟
نوشته شده توسط نیما در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ساعت 1:24 موضوع | لینک ثابت
بدترين لحظه زندگي
بدترين لحظه وقتيست كه كسي
را كه از همه عالم بيشتر دوست داري
در كنارت باشد اما بداني كه هرگز به او نمي رسي.
برای عشق
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.
عشق داغي است كه تا مرگ نيايد نرود هر كه بر چهره از اين داغ نشاني دارد.
تو آسمان زنديگيم ستاره بوده بيشماره اما هميشه تويي ستاره دنبا له دار.
نوشته شده توسط نیما در یکشنبه هشتم مرداد 1385 ساعت 19:1 موضوع | لینک ثابت
درك دوست داشتن
سکوت را می پذیرم
اگر بدانم ،
روزی با تو سخن خواهم گفت
تیره بختی را می پذیرم
اگر بدانم،
روزی چشمان تو را خواهم سرود
مرگ را می پذیرم
اگر بدانم،
روزی تو خواهی فهمید
(((كه دوستت دارم)))
بوسه
بوسه زیباست نه برای هوس پرنده زیباست نه برای قفس دوست داشتن زیباست برای حس کردن نه برای لمس کردن باتمام وجودکاش می شد اشک راتهدیدکردمدتی لبخند راتمد ید کردکاش می شد درمیان لحظه ها لحظه دیدارراتمدیدکرد.
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد.
دوست واقعی تو کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.
.
هرگز لبخند را ترک مکن حتی وقتی ناراحتی , چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند توباشد
نوشته شده توسط نیما در یکشنبه هشتم مرداد 1385 ساعت 19:1 موضوع | لینک ثابت
بدترين لحظه زندگي بدترين لحظه وقتيست كه كسي را كه از همه عالم بيشتر دوست داري در كنارت باشد اما بداني كه هرگز به او نمي رسي
نوشته شده توسط نیما در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

ســــــــــــــــــلام حال شمــــــــــــــــــا خوبـــــــــــــــــــــــــــــــــــه
مــــــــــــــــــن نیمــــــــــــــــــا 20 ســـــــــــــــــــــــــــــــــاله
هستــــــــــــــــــم از اهـــــــــــــــــــــــــــــــــواز...
www.beradpit_1986@yahoo.com
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY